خرید بک لینک
همین که گذر عاشقان به کوچه باغ ما افتدو یا که قطره ی اشکی ز چشم اهل فراق افتدبه روی سرخ انارها هم شکاف می افتد.و اگر سایه ی کلاغی به باغ ما افتدمیان دانه های انار هم نفاق می افتد.مباد که به دست باغبان، رنج و زخمی افتدچرا که خون دل انارها هم به راه می

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 15:49

دردهایم، خیلی درد می کنند و متاسفانه این به هیچ کسی مربوط نیست!

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 15:49

+باید به خودم کمک کنم. اما چجوری؟-از انکار و ابهام فاصله بگیر. خودت رو ببین. تو کی هستی؟ کی تو رو می شناسه؟ چقدر تو رو می شناسن؟ چی از تو می خوان؟! +امروز تا یه اندازه ای احساس موجودی رو دارم که فهمیده، تصور خوبی که از خودش داشته، خیلی واقعی و یا دوست داشتنی نبوده، ولی با این حال، یه حس خوبی از این ادراک دردناک و شناخت تازه اش نسبت به خودش داره و حس می کنه، حتی حال الانش خیلی بهتره. مثل حشره ای که پوست انداخته. پوستی که تا قبل از جدا شدن ازش، اون رو بی نقص می دونسته و باهاش احساس شکوه می کرده. تا اینکه وقتی ازش جدا می شه، می فهمه که اون پوسته چقدر دست و پاش رو بسته بوده و بهش فشار می آورده. چقدر کدر، تنگ، کم انعطاف، فرسوده و آسیب پذیر بوده. و پوست جدیدش! اوه! اصلا با پوست قبلیش قابل مقایسه نیست. اما یه مشکلی هست و اون اینه که من قبل از اینکه قالب جدیدی واسه خودم بسازم، زشتی قالب قبلی رو دیدم. هنوز هیچ طرح و ایده ای برای قالب تازه م ندارم. می خوام به خودم کمک کنم، اما چجوری؟ + تو چه می دانی که قالب های خاموش ذهن من از چه پر است؟ - خداوند آگاه است، بر چیزهایی که به ما پوشیدست. خداحافظ + تاريخ جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:18 نويسنده سایان |

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 11:21

همان طور که یک فرد دارای شخصیت ضد اجتماعی، تمام رفتارهایش را در جهت ارضاء تمایلات درونی اش جهت می دهد، و با برآوردن خواسته ها و سفارشات خود در پی ایجاد آسایش درونی است، یک انسان با شخصیت متعادل و رشد یافته هم تماما در اختیار خدمت به خود است. هیچ آدمی این حق انتخاب را نداشته تا تعیین کند که از هر کدام از احساسات مثبت یا منفی موجود، به چه

برچسب: الطبیعی, نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 2:02

تا پیش از آنکه دلم ویار تو را کنددر لابه لای گلبرگ های سرخ و سبز فرشمی بافتم خیال های کودکانه را. از آن زمان که دو دیده درید و درد را فهمیدنقاش رنگ های سرد و بی رمق شدم.ساعت به طلوع آرزوها نمی رسیددر بند حمله های تحمیلی اما و اگر شدم. به شعر پناه برده ام و شکار واژه هاچشم انتظار سروده های بی بیت و تر شدم. دستم نمی رسید به تارهای موی سرتبا چنگ به سیم های گیتار

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 2:02

مادربزرگ همچنان زنده است و هنوز هم نماز می خواند. پدر هنوز برای روح مادر بوته های گل می کارد و سال هاست که هر جا را با دستانش لمس می کند، یک شاخه گل آنجا می روید و من هنوز هر بار که چشم هایم را می بندم، و به درونم نگاه می کنم، تو را می بینم که در میان کوه پایه های کرانه های شمال غربی، لا به لای درخت هایی که سینه هاشان شکافته، کنار چشمه هایی که کوه های اطرافت ر

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 2:02

شاید هر احساس منفی و ناخوشایندی رو بشه به حسای خوب مبدل کرد، اما این فقط تا وقتی امکان داره که آدم به حس تباه شدن مبتلا نشده باشه. تا قبل از این حس مزخرف، آدم امید داره. به خودش، به خدا، به دنیا و آدما. اما بعد از اون جای هیچ امیدی نمی مونه. وقتی تلخی این ادراک به تموم سلول های مغزت نفوذ می کنه، دیگه می دونی که تو یه موجود مقدس نیستی و

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 2:02

دوباره روزگار افتاده روی دور تکرار روزمرگی و بیهودگی و مشکل اینجاست که دیگه مثل سابق، برای شکستن این چرخه، انگیزه ی لازم رو ندارم. حس می کنم برای ادامه دادن به راهی که توش متوقف شدم، توانایی کافی و شرایط خوبی ندارم. فکر اینکه تا ته دنیا همین جوری بخوام عمر بگذرونم، واقعا برام وحشتناکه. من که قید حسای خوبم رو زدم و شور و هیجاناتی که حق مسلمم بود رو سرکوب کردم و

برچسب: تنهایی,تقدیر, نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 17:27

آدم ها نمی توانند آنچه را احساس می کنند، عینا بازگو کنند. آن ها مجبورند برای کنار آمدن با هم، احساسات خود را جوری بیان کنند که مورد پذیرش دیگران شان باشد. آدم ها گاهی ترجیح می دهند به جای تفاهم، با سوء تفاهمات در کنار هم پیر شوند. لابد به همین خاطر، انسان مشتاق است درگیر عشق شود؛ تا کسی را داشته باشد که بتواند درونیاتش را همان طور که هست برای او برملا کند؛ فار

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 17:27

تاریکی و تنهایی شب های دردناک هم، جزئی از زندگی است. کاش لااقل حواسم جمع تر بود و مغزم بهتر کار می کرد. مدت هاست منتظر فرصتی هستم برای تمرکز کردن روی ذرات زمین. با خودم قرار گذاشتم، یک روز بنشینم و به همه چیز خوب فکر کنم و خیلی واضح ببینم، چی به چیه. فکرا و احساساتی که از یه جایی به بعد به بن بست رسیدن، رابطه هایی که دلم پسشون زده، کوچه های بی هیجان و خونه نشی

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 17:27

صفحه بندی